فراگير سازي در آموزش و پرورش ويژه
فراگير سازي در آموزش و پرورش ويژه
آموزش فراگير 2 به عنوان رويكرد و راهبردي نوين در جهت تحقق شعار بين المللي « آموزش براي همه » براي كودكان داراي نيازهاي ويژه، از سال 1378 در كشور ما مطرح شده است. با توجه به تازگي اين مفهوم در نظام آموزش و پرورش ايران، طرح مفاهيم و مباحث نظري و نتايج به كارگيري اين رويكرد در ساير كشورها ضروري مي نمايد.
مقاله حاضر علاوه بر بحث مختصر در مورد فلسفه فراگير سازي آموزش و پرورش، به بحث حقوقي در اين زمينه پرداخته است و ضمن ارائه نمونه هايي از آراء دادگاه هاي كشور آمريكا در تأييد حق بهره گيري كودكان داراي نيازهاي ويژه از خدمات آموزش عمومي در نزديكترين مدرسه به محل سكونت آنان و در شرايطي با كمترين ميزان محدوديت، ساختار منطقي زير بناي فراگير سازي را در اين قالب به تصوير مي كشد. پس از آن با مروري بر پژوهشهاي موجود در مورد فراگير سازي و آموزش ويژه، آثار اين دو رويكرد را بر پيشرفت تحصيلي و رشد اجتماعي كودكان عادي و داراي نيازهاي ويژه مقايسه مي كند، و به بحث مختصري در مورد اقتصاد و روش مورد نظر مي پردازد.
در پايان ضمن تأكيد بر تفاوت نتايج به كارگيري اين رويكرد در مناطق متفاوت، توصيه هاي مفيدي را در مورد اجراي صحيح و بهينه فراگيرسازي آموزش و پرورش ارائه مي كند.
اميد است توجه به تجربه هاي ارائه شده در اين مقاله و ساير كشورها بتواند زمينه هاي لازم براي اجراي معقول، مبتني بر پژوهش و برنامه ريزي علمي اين رويكرد جديد در كشورمان را فراهم آورند.
مترجم
قسمت اول
فراگير سازي در آموزش و پرورش مفهومي بحث برانگيز باقي مانده است چون اين مفهوم به ارزشهاي آموزشي، پرورشي، اجتماعي و نيز به درك ما در مورد ارزش افراد مربوط است.
هر مبحثي در مورد فراگيرسازي بايد چند پرسش مهم را مورد توجه قرار دهد:
- آيا ما براي تمامي كودكان ارزش مساوي قائليم؟
- آيا كسي هست كه داراي ارزشي بيشتر يا كمتر از ديگران باشد؟
- آيا فراگيرسازي براي بعضي كودكان نامناسب است؟
براي هر دو طرف اين مقوله مدعياني وجود دارد. جيمز كافمن 3 از دانشگاه ويرجينيا فراگير سازي را به عنوان سياستي نشأت گرفته از يك انتظار غير واقعي در مورد صرفه جويي در پول قلمداد مي كند.
علاوه بر آن، او اين بحث را به ميان مي كشد كه تلاش براي وادار كردن تمام دانش آموزان به ورود در قالب فراگير سازي به همان اندازه تلاش براي وادار كردن تمام دانش آموزان به ورود در قالب يك كلاس آموزش ويژه يا مؤسسه شبانه روزي خشن و تبعيض آميز است. در انتهاي ديگر اين طيف آنهايي قرار دارند كه معتقدند همه دانش آموزان به كلاس آموزش و پرورش عادي تعلق دارند و اينكه معلمان خوب آنهايي هستند كه علي رغم نوع نيازهاي دانش آموزان مي توانند تمامي آن نيازها را برآورده سازند.
بين اين دو حد نهايي گروههاي بزرگي از دست اندركاران آموزش و پرورش و والدين هستند. كه در مورد اين مفهوم گيج شده اند. آنان مي خواهند بدانند كه آيا فراگير سازي يك ضرورت قانوني است؟ و مي خواهند بدانند بهترين انتخاب براي بچه ها چيست؟ همچنين براي آنان اين سؤال مطرح است كه براي برآوردن نيازهاي كودكان دچار ناتوانيها، مدارس و كاركنان آنها چه كاري بايد انجام دهند.
اگر چه مي دانيم هيچ پاسخ ساده اي براي اين پرسشها وجود ندارد، اين مقاله تلاش مي كند تا ضمن مروري كلي بر مفهوم فراگير سازي، مجموعه اي از توصيه هايي كه مي توانند كمي براي تضمين برآوردن نيازهاي تمامي كودكان باشند را ارائه كند.
به منظور بحث در مورد مفهوم فراگير سازي، نخست ضروري است كه دايره لغات مشتركي داشته باشيم،مجله پژوهش 4 شماره 11، منتشره در سال 1993، از سوي مركز ارزشيابي، توسعه و پژوهش في دلتا كاپا 5 مجموعه مفيدي از تعاريف را فراهم مي آورد. دايره لغاتي كه در پي مي آيد براي وضوح بحثها تنظيم شده اند.
هدايت در مسير اصلي تحصيل 6
هدايت در مسير اصلي تحصيل را به طور عمومي براي اشاره به جايدهي گزينشي دانش آموزان آموزش و پرورش استثنايي در يك يا چند كلاس آموزش و پرورش «عادي» به كار برده اند. مدافعان هدايت در مسير اصلي تحصيل بطور عموم فرض مي گيرند كه يك دانش آموز براي كسب فرصت جايگزيني در كلاسهاي عادي، بايد توانايي خود در «برآمدن» از پس كارهايي كه معلم عادي تعيين كرده است را از خود نشان دهد. اين مفهوم با شكل هاي ارائه خدمت در شكلهاي سنتي آموزش و پرورش ويژه بسيار مرتبط است.
فراگير سازي
فراگير سازي اصطلاحي است كه التزام به آموزش و پرورش هر كودك، تا حداكثر ميزان مناسب براي وي، در مدرسه و كلاسي كه در شرايط عادي در آن حضور مي يافت را بيان مي كند. اين روش در برگيرنده انتقال خدمات پشتيباني به محل زندگي كودك (به جاي انتقال كودك به محل ارائه خدمات) مي باشد و فقط نيازمند آن است كه كودك از بودن در كلاس سود ببرد ( به جاي آن كه مجبور باشد با ساير دانش آموزان رقابت كند). مدافعان فراگيرسازي به طور عموم شكل هاي نوين تر انتقال خدمات آموزش و پرورش را ترجيح مي دهند.
فراگير سازي كامل
فراگير سازي كامل به آن معناست كه تمامي دانش آموزان، صرفنظر از وضعيت يا شدت معلوليتشان، بطور كامل در يك كلاس يا برنامه عادي خواهند بود، در آن شرايط بايد تمامي خدمات به كودكان ارائه شود.
علاوه بر مشكلاتي كه به تعريف مربوطند، بايد بدانيم كه اغلب بين هدايت در مسير اصلي تحصيل و فراگير سازي، تمايزي فلسفي و مفهومي موجود است. آنهايي كه از مفهوم هدايت در مسير اصلي تحصيل پشتيباني مي كنند معتقدند كه كودك دچار ناتوانيها در رتبه نخست به محيط آموزش و پرورش ويژه تعلق دارد و اينكه اين كودك بايد راه خود به درون محيط آموزش و پرورش عادي را با تلاش باز كند. در مقابل آنهايي كه از فراگير سازي حمايت مي كنند معتقدند كه به طور معمول كودك بايد در محيط عادي فعاليت را شروع كند و تنها زماني از محيط خارج شود كه خدمات مناسب را نتوان در كلاس عادي فراهم آورد.
آيا قوانين كشور بر لزوم اجراي فراگير سازي تاكيد دارند؟
دو قانون عمومي به آموزش و پرورش كودكان دچار ناتوانيها پوشش مي دهند. 7 هيچ يك از آنها مستلزم فراگير سازي نيست، اما هر دو مستلزم كوششي ملموس براي دستيابي به جايدهي فراگيرانه هستند.
طرح قانوني آموزش و پرورش افراد دچار ناتوانيها (IDEA) 8
اين طرح آنگونه كه در سال 1376(1997) تصويب شد، مستلزم فراگيرسازي نيست. در واقع اصطلاح « فراگير سازي» در متن قانون اساسي و تدوين قوانين و مقررات نيامده است. در عوض قانون الزام مي كند كه كودكان دچار ناتواني ها «تا حداكثر متناسب با وضعيتشان در « محيط با حداقل محدوديت» از آموزش بهره ببرند، و طرح (IDEA) تاكيد مي كند كه « محيط با حداقل محدوديت» كلاس آموزش و پرورش عادي است. در تدوين آموزش و پرورش انفرادي (IEP) 9 براي كودك دچار ناتوانيها، لايحه مزبور الزام مي كند كه گروه طراح برنامه جايدهي در كلاس، آموزش و پرورش عادي را به عنوان نقطه آغاز در تعيين جايدهي مناسب براي كودك در نظر بگيرند. اگر گروه آموزش و پرورش فردي، به عنوان همه يا بخشي از برنامه فردي تصميم بگيرد كه « محيط با حداقل محدوديت» مناسب براي كودكي معين، كلاس آموزش و پرورش عادي نيست، بايد در برنامه انفرادي توضيح دهد كه چرا كلاس آموزش و پرورش عادي مناسب نيست.
مقصود از اين الزامات اجراي محتواي طرح (IDEA) است، كه مضمون آن آموزش و پرورش هر تعداد از كودكان دچار ناتوانيها در كلاس درس عادي مي باشد. روبرت تي. ستافورد 10 نماينده جمهوري خواه مجلس سنا از ورمونت ويكي 11 از تامين كنندگان تراز اول اعتبارات، اين بحث را مطرح كرده است كه اگر مي خواهيم به كودكان داراي نيازهاي ويژه فرصت بدهيم تا عادي زندگي كنند قانون گذاري ضروري است (آرنولد و داج، 1994)3
بخش 504 از طرح قانوني توانبخشي 1973
بخش 504 طرح قانوني توانبخشي اين الزام را مطرح مي كند كه هر كدام از دريافت كنندگان اعتبارات مالي تعيين شده براي آموزش و پرورش اشخاص معلول داراي ويژگي هاي كيفي مورد نظر، خدمات خود را تا حداكثر امكان تحت شرايطي ارائه كند كه قانون براي افراد عادي تعيين كرده است مگر آنكه با نيازهاي فرد معلول سازگار نباشد. از تمامي دريافت كنندگان اين اعتبارات مالي خواسته شده كه كودك معلول را در محيط آموزش و پرورش عادي قرار دهند، مگر آن كه شخص يا مؤسسه دريافت كننده اعتبار نشان دهد كه آموزش و پرورش فرد معلول در محيط عادي حتي با استفاده از وسايل كمكي تكميلي، بنحو رضايتبخش ، دست يافتني نيست.
آراء دادگاه ها رهنمودهايي را در مورد جايدهي تحت اصول طرح قانوني (IDEA) ارائه مي دهند.
قوانين مجلس شورا (كنگره) چندين پرسش را بي پاسخ مي گذارد
كه سه مورد برجسته از آن پرسشها بدين شرح اند:
1- مدارس بايد تا كجا پيش بروند؟
2- در تصميم گيري براي جايدهي، پيشرفت تحصيلي، رشد اجتماعي بالقوه دانش آموز تا چه حد اهميت دارند؟
3- ساير كودكان چه حقوقي دارند؟
رهنمودهايي كه در آراء دادگاه هاي ملي مذكور در ذيل مطرح شده اند، بعضي از معيارهاي مورد انتظار براي جايدهي مناسب كودكان دچار ناتواني ها در اين نواحي را ارائه مي دهند. لطفاً به اين نكته توجه كنيد كه هر دادگاه قدرت قانوني مستقلي دارد و ممكن است تصميم گيري آن دادگاه خاص در تمامي مناطق اجرا شدني نباشد. در هر حال، اين موردها را دادگاه هاي سراسر كشور آمريكا در پاسخ به چالشهاي مربوط به جايدهي دانش آموزان در محيط با حداقل محدوديت مطرح كرده اند. دادخواست گرير13 بر عليه مدرسه ناحيه شهر رم (دادگاه تجديد نظر يازدهم، 1992) در اين مورد، راي دادگاه به نفع والديني بود كه به جايدهي دخترشان در يك كلاس آموزش خاص مستقل اعتراض كرده بودند. دادگاه به طور مشخص اعلام كرد: « پيش از آنكه آموزش و پرورش ناحيه بتواند نتيجه بگيرد كه يك كودك معلول بايد بيرون از كلاس عادي آموزش ببيند، موظف است به اين نكته توجه كند كه آيا تامين وسايل كمكي و خدمات تكميلي امكان آموزش و پرورش مطلوب در كلاس درس عادي را ممكن مي سازد يا نه .»
ناحيه آموزش و پرورش فقط سه گزينه را براي كودك در نظر گرفته بود:
كلاس درس عادي بدون وسايل كمكي و خدمات تكميلي
كلاس درس عادي همراه با بعضي خدمات گفتار درماني
كلاس مستقل آموزش خاص
آموزش و پرورش ناحيه مدعي بود كه تامين خدمات لازم در كلاس درس هزينه هاي بسيار زيادي را در برداشت. در هر حال دادگاه اظهار داشت كه آموزش و پرورش ناحيه نمي تواند از ارائه خدمت به يك كودك به بهانه افزايش هزينه ها سرباز زند.
از سوي ديگر، دادگاه اظهار داشت كه از آموزش و پرورش ناحيه نمي توان انتظار داشت كه براي هر كودك يك معلم تمام وقت فراهم كند. همانند بسياري از آراء مشابه اين، راي روشني در مورد حد هزينه معقول و بيش از حد ارائه نشده است. پيام اصلي اين مورد آن است كه پيش از كنار گذاشتن كودك از كلاس عادي تمامي گزينه هارا بايد در نظر گرفت.
آموزش و پرورش ناحيه شهر ساكرامنتو 14 بر عليه هالند 15 (دادگاه تجديد نظر نهم، 1994) در اين مورد دادگاه تجديد نظر راي دادگاه بدوي را به نفع خانواده هالند لغو كرد. والدين در اين مورد تصميم آموزش و پرورش ناحيه مبني بر جايدهي نيمه وقت دخترشان در كلاس درس آموزش خاص را مورد اعتراض قرار داده بودند. والدين مي خواستند دخترشان به طور تمام وقت درمدرسه عادي جايدهي شود. تعدادي از مقولات در اين راي مورد توجه واقع شد. اين دادگاه موردي را كه در سال 1989 در تگزاس 16 مطرح شده بود (دانيل آر)17 مورد توجه قرار داد. در آن مورد جايدهي در مدرسه عادي را مناسب يافته بودند به شرط آنكه كودك ناتوان بتواند آموزش و پرورش رضايتبخشي را دريافت كند حتي اگر چنين انتخابي بهترين وضعيت تحصيلي براي كودك نباشد. به مزاياي غير تحصيلي اين گزينش نيز بايد توجه كنيم. دادگاه تجديد نظر نهم در تاييد راي دادگاه محلي معادله اي چهار بخشي را به عنوان معياري براي تعيين انطباق عملكرد منطقه آموزشي با طرح قانوني (IDEA)، مطرح كرد.
چهار عامل مورد نظر به شرح ذيل بودند:
مزاياي آموزشي و پرورشي جايدهي كودك در يك برنامه آموزش و پرورش عادي تمام وقت.
مزاياي غير تحصيلي چنين جايدهي
تاثيري كه كودك روي معلم و ساير دانش آموزان كلاس درس عادي خواهد گذاشت.
هزينه هاي همراهي با اين جايدهي.
يكي از نتايج به كارگيري اين عوامل در معادله مزبور، براي اين مورد، اين بود كه، دادگاه دريافت مصلحت در قرار گرفتن كودك در مدرسه عادي است.
اُبرتي 18 بر عليه هيات آموزشي مدرسه محلي منطقه خودگردان كلمنتون 19 (دادگاه تجديد نظر سوم، 1993)
دادگاه در راي خود به نفع والدين معترض در اُبرتي ، به جايدهي فراگيرنده تري از جايدهي در مدرسه استثنايي مستقل حكم كرد. دادگاه به طور ويژه به در نظر گرفتن سه عامل حكم كرد:
دادگاه بايد در نظر داشته باشد كه آيا منطقه آموزش و پرورش براي جايدهي كودك در آموزش و پرورش عادي تلاش معقولي به خرج داده است يا نه مدرسه بايد تمامي دامنه وسايل و خدمات كمكي تكميلي را در نظر گرفته باشد....»
دادگاه بايد مزاياي آموزشي پرورشي كه كودك در آموزش و پرورش عادي دريافت خواهد داشت (همراه با وسايل و خدمات كمكي) را با مزايايي كه در كلاس درس آموزش و پرورش خاص دريافت خواهد كرد مقايسه كند.
دادگاه بايد تاثير احتمالي فراگير سازي كودك دچار ناتوانيها را بر آموزش و پرورش ساير كودكان كلاس درس آموزش و پرورش عادي در نظر بگيرد. اگر پس از در نظر گرفتن اين عوامل، دادگاه تعيين كرد كه كودك نمي تواند در كلاس درس عادي به نحوي رضايتبخش آموزش ببيند، بايد بررسي كند كه آيا مدارس كودك را تا حداكثر ممكن در برنامه هاي مدرسه اي مناسب جاي داده اند يا نه.
پولاو 20 در مقابل منطقه آموزشي متحد پاركر 21 (دادگاه ملي، آريزونا 22، 1994) در اين مورد، دادگاه در مقابل خواسته خانواده كودك كه خواستار آموزش فرزندشان در يك كلاس درس عادي بودند به پيشنهاد منطقه آموزش و پرورش مبني بر تحصيل وي در يك مركز شبانه روزي راي مثبت داد. دادگاه اظهار داشت كه جايدهي هاي پيشين و جاري پيشنهاد شده از سوي منطقه آموزش و پرورش، اثر بخشي جايدهي آموزشي در آموزش و پروش عادي همراه با وسايل كمكي و خدمات تكميلي را بنحو مناسب و دقيقي بررسي كرده است. در طي اين بررسي ، منطقه آموزش و پرورش دريافت كه مزاياي جايدهي در آموزش و پرورش عادي اندك مي باشد و نيازهاي آموزشي پرورشي كودك تنها از طريق جايدهي در مركز شبانه روزي برآورده مي شود.
آراي ديگري از دادگاه ها وجود دارند كه به نفع جايدهي با محدوديت تر صادر شده اند، مانند راي دادگاه تجديد نظر هشتم در اَپيلز 23 در سال 1991 كه با برنامه اي متمركز براي دانش آموزي وابسته به صندلي چرخدار كه دچار اسپينابيفيد 24 بود موافقت كرد. در اين نمونه، دادگاه راي داد كه مسوولين مدرسه مجبور نيستند فضاي مدرسه محله را مناسب سازي كنند، چون تسهيلات لازم در جايي ديگر در همان منطقه آموزش و پرورش مورد نظر در دسترس است.
نتيجه گيري
دادگاه ها به دقت واقعيتهاي هر مورد را بررسي خواهند كرد تا تعيين كنند آيا مناطق آموزش و پرورش براي هر كودك دچار ناتوانيها كه در آن منطقه ثبت نام كرده است، از ميان طيف جايدهي هاي در دسترس، جايدهي مناسبي را ارائه مي كنند يا نه. دادگاه ها فرايند عملكرد گروه هاي طراحي برنامه آموزش و پرورش انفرادي را در مورد بررسي قرار مي دهند تا اطمينان يابند جايدهي ها بر مبناي نيازهاي فردي هر كودك بوده است يا نه.
ادامه در شماره آينده
پاورقي ها:
1- Katie Schultz Stout
2- Inclusive education
3- Games Kauffman
4-Research Bulletin
5- Phi Delta Kapfa
6- Main Streaming
7- اين قوانين مربوط به آموزش و پرورش ايالات متحده آمريكاست
8- The Individuals with Disabilities Education Act (IDEA)
9- Individualized Educational Program
10- Robert T.Stafford
11- Vermont
12- Arnold & Dodge
13- Greer
14- Sacramento
15- Holiand
16- Texas
17- Daniel R
18- Oberti
19- clementon
20- Poolaw
21- Parker
22- Arizona
23- Appeals
24- Spinabifida بيماري كه در آن سلولهاي عصبي نخاع بيمار به تدريج از بين مي روند
magiran.com > ماهنامه تعليم و تربيت استثنايي > شماره 5 > متن