تجارب زیسته دانشجویان معلول جسمی - حرکتی، از مشارکت در آموزش فراگیر
تجارب زیسته دانشجویان معلول جسمی - حرکتی، از مشارکت در آموزش فراگیر
فراهم نمودن آموزش فراگیر، پایدار و دسترس قابل برای دانشجویان معلول، میتواند ناشی از شناخت و حمایت از حقوق آنان باشد. هدف پژوهش حاضر، توصیف و فهم تجارب زیسته دانشجویان معلول جسمی – حرکتی، از مشارکت در آموزش فراگیر، در سطح آموزش عالی است. این پژوهش در سال تحصیلی 99-98 با ابتنای بر پارادایم تفسیری و رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی، از نوع روانشناختی (علمی) انجام شد. از میان جامعه دانشجویان جسمی _ حرکتی، تعداد 91 نفر از دانشجویان این طیف، با نوع معلولیت شدید و خیلی شدید، با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب و در مصاحبۀ عمیق نیمه ساختاریافته مشارکت کردند. تجزیه و تحلیل داده ها، همزمان با جمع آوری داده ها، به صورت دستی و با استفاده از الگوی پیشنهادی کالیزی انجام شد. راهبردهای اعتباربخشی به داده ها با استفاده از روشهای بازنگری ناظرین، بازنگری مشارکت کنندگان، تخصیص زمان کافی برای جمع آوری داده ها و درگیری مداوم و مثلث سازی محقق انجام شد. یافته ها در مضمون های اصلی معنای تحصیل، موانع دسترس پذیری، هزینه تحصیلی، تباطات انسانی و ننقش سازمانی وچندین مضمون فرعی دیگر استخراج شد. نتایج گویای این نکته مهم است که علی رغم وجود نیروی انگیزه درونی قوی در دانشجویان معلول، جهت اثبات توانمندی های خود و همچنین فضای ارتباطی حمایتی در گروههای غیر رسمی، این محیط دانشگاهی معلول کننده و غفلت سازمانی است که، به عنوان سد محکم در مقابل دانشجویان معلول قرار میگیرد و مانع تحقق اهداف مدل اجتماعی معلولیت و آموزش فراگیر می شود. نتایج آمده به دست، هشدار می دهد که عدم مناسب سازی محیط دانشگاه، موجب شکست برنامه های درسی تجربه شدة دانشجویان معلول جسمی- حرکتی خواهد شد.
ادامه در لینک:تجارب زیسته دانشجویان معلول جسمی - حرکتی، از مشارکت در آموزش فراگیر